وي در رابطه با درمان اين عارضه يادآور شد: شستشوي كمپرس آب گرم براي بهبودي آن موثر است به اين صورت كه ابتدا 10 دقيقه با پارچه مرطوب و گرم كمپرس انجام شده و روي چشم گذاشته شود تا اين ترشحات رقيق شوند و يك الي 2 دقيقه با شامپو بچه شستشو شود تا آن ها به طول كامل از روي چشم زدوده شوند.
::::چرا زنان زودتر از مردان عینکی میشوند؟::::
محققان دریافتهاند اگر بازوی بلندی داشته باشید، چشمتان هم خوب کار میکند
محققان در بررسیهای اخیرشان به نتایج عجیبی دست پیدا کردهاند. آنها میگویند طول بازو، میتواند زمان نیاز افراد به عینک را هم مشخص کند. از نظر آنها کمتر بودن طول بازوی زنان، باعث میشود زودتر عینکی شوند البته این اتفاق بهدلایل بیولوژیکی نمیافتد، بلکه طول بازوی کمتر، موجب میشود زنان کتابها را در فاصلهای نزدیکتر به چشمشان بگیرند و به همین دلیل، زودتر از مردانی که بازوی کشیده دارند عینکی میشوند.
محققان میگویند، همین تفاوت در سبکهای مطالعه، باعث میشود زنان زودتر به پیرچشمی مبتلا شوند، پس اگر زن هستید و بازوی کوتاه هم دارید، حداقل پشت میز مطالعه کنید و کتاب را به دستتان نگیرید تا پیرچشمی دیرتر سراغتان بیاید.
::::بيماری نادري كه باتجمع مس دركبدايجادميشود:::::
بگزارش انجمن آرپی ـ تی یلم«محمد رضا معتمد» روز شنبه در رابطه با علل و عوامل بيماري ويلسون افزود: اين بيماري ژنتيكي يكي از انواع بيماري هاي ارثي كبدي است كه با اختلال در سوخت و ساز عنصر مس در بدن سبب افزايش رسوب آن در كبد مي شود.
وي اظهار داشت: هر فردي روزانه يك تا ۳ ميلي گرم مس، از طريق غذا دريافت مي كند كه ۵۰ درصد مس دريافت شده از طريق معده و روده جذب و سپس وارد جريان خون و در سلول هاي كبدي به ديگر اشكال تبديل مي شود.
وي افزود: بخشي از اين مس صرف توليد آنزيم مي شود و ميزاني ديگر به پروتئيني به نام سرولوپلاسمين مي چسبد و بخشي ديگر به درون صفرا ترشح مي كند اما در بيماري ويلسون دو شكل آخر دچار اشكال و اين اشكالات منجر به تجمع مس در سلول هاي كبدي مي شود.
معتمد تصريح كرد اين بيماري علاوه بر كبد در اندام هاي ديگري مثل كليه، مغز، قرنيه چشم، سيستم مغز و اعصاب و در موارد نادرتر مفصل، استخوان، غدد و قلب رسوب مي كند و همچنين گاهي به صورت ناگهاني از كبد آزاد و باعث بروز آسيب شديد به گلبول هاي قرمز خون مي شود.
اين متخصص مغز و اعصاب با يادآوري اينكه علايم اين بيماري در افراد مختلف براساس محل درگير شده متفاوت است، سن بروز اين بيماري را بعد از ۵ سالگي اعلام كرد و گفت: شيوع اين بيماري يك نفر در ۳۰ تا ۴۰ هزار تولد و در صورت عدم درمان، مرگ بيمار حتمي است.
عضو هيات مديره بنياد بيماري هاي نادر يادآور شد: تشخيص اين بيماري از طريق سنجش سطح پروتئيني به نام سرولوپلاسمين در خون و نمونه برداري از كبد صورت مي گيرد.
وي ادامه داد: در بيماري ويلسون محدوديت در مصرف غذاهايي حاوي مس زياد است زيرا بيمار بايد از خوردن شكلات، فندق، ماهي، جگر، قلوه و قارچ پرهيز كند هرچند رعايت رژيم غذايي جاي مصرف دارو را نمي گيرد.
اين متخصص مغز و اعصاب انتخاب بهترين روش درماني را پيش آگاهي از بيماري و تشخيص زودهنگام بيماري عنوان كرد و يادآور شد: اين بيماري به طور ارثي نيز منتقل مي شود و لازم است تمام افراد خانواده بيمار غربالگري و با انجام يك معاينه دقيق كامل و معاينه چشم پزشكي و بررسي هاي آزمايشگاهي موارد غيرطبيعي كشف و درمان شوند.
معتمد گفت: تمام بيماران بايد نكاتي شامل مادام العمر بودن درمان، خطر نارسايي حاد كبدي با قطع خود سرانه درمان، لزوم پيگيري هاي باليني و آزمايشگاهي براي اثبات كفايت درمان، انجام بررسي هاي غربالگري بر روي تمام بستگان درجه يك و رعايت رژيم غذايي و محدوديت مصرف غذاهاي حاوي مس زياد و روند آهسته و تدريجي بهبود علايم در طي درمان را بدانند.
وي افزود: تاكنون درمان قطعي براي اين بيماري كشف نشده ولي به وسيله بعضي از داروها از قبيل پني سيلامين و ترينتن مي توان با افزايش دفع مس از پيشرفت بيماري و رسوب مس در قسمت هاي مختلف بدن جلوگيري كرد.
::::دلیل اینکه آبادانی ها رو لاف زن میدونن::::
این هست که : آبادان یه سری امکانات داشت که مردمش وقتی واسه
بقیه جاهای ایران تعریف ... میکردن،باور نمیکردن و فکر میکردن دارن
دروغ میگن ! امکاناتی مثل :
1. اولین تراموا در ایران
2. اولین خطوط اتوبوس رانی درون شهری
3.اولین ایستگاه تلویزیون و رادیو
4.شبکه فاضلاب
5.اولین پیتزافروشی در خاورمیانه (پیتزا مونتکارلو ایتالیایی)
6. اولین تیم رسمی فوتبال
7. اولین فرودگاه بین المللی
8.اولین باشگاه اسب سواری ، بیلیارد،بولینگ و....
9.اولین شورای شهر
10.اولین اداره ی راهنمایی ورانندگی
11. اولین و تنها سینمای روباز و دومین سینمای سرپوشیده و.... حالا
دوستان شهرستانهای دیگه چی داشتن که اینقده لاف میزنزن

:::: داســــتان کــوتاه : Short Story::::منبع: وبلاگ شخصی پائولو کوئلیو/ ما در سالن غذاخوری دانشگاهی در اروپاهستیم. یک دانشجوی دختر با
موهای قرمز که از چهرهاش پیداست اروپایی است،سینی غذایش را تحویل میگیردو سر میز مینشیند. سپس یادش میافتدکه کارد و چنگال برنداشته، و بلند میشود تا آنها را بیاورد. وقتی برمیگردد، با شگفتی مشاهده میکند که یک مرد سیاهپوست، احتمالااهل ناف آفریقا (با توجه ...به قیافهاش)، آنجا نشسته و مشغول خوردن از ظرف غذای اوست!>>>>بلافاصله پس از دیدن این صحنه، زن جوان سرگشتگی و عصبانیت را در وجود خودش احساس میکند. اما بهسرعت افکارش را تغییر میدهد و فرض را بر این میگیرد که مرد آفریقایی با آداب اروپا در زمینۀ اموال شخصی و حریم خصوصی آشنا نیست. او حتی این را هم در نظر میگیرد که شاید مرد جوان پول کافی برای خرید وعدۀ غذاییاش را ندارد. در هر حال، تصمیم میگیرد جلوی مرد جوان بنشیند و با حالتی دوستانه به او لبخند بزند. جوان آفریقایی نیز با لبخندی شادمانه به او پاسخ میدهد.>>>>دختر اروپایی سعی میکند کاری کند؛ اینکه غذایش را با نهایت لذت و ادب با مرد سیاه سهیم شود. به این ترتیب، مرد سالاد را میخورد، زن سوپ را، هر کدام بخشی از تاس کباب را برمیدارند، و یکی از آنها ماست را میخورد و دیگری پای میوه را. همۀ این کارها همراه با لبخندهای دوستانه است؛ مرد با کمرویی و زن راحت، دلگرمکننده و با مهربانی لبخند میزنند.>>>>آنها ناهارشان را تمام میکنند. زن اروپایی بلند میشود تا قهوه بیاورد. و اینجاست که پشت سر مرد سیاهپوست، کاپشن خودش را آویزان روی صندلیپشتی میبیند، و ظرف غذایش را که دستنخورده روی میز مانده است.>>>>توضیح پائولو کوئلیو: >>>>من این داستان زیبا را به همه کسانی تقدیم میکنم که در برابر دیگران با ترس و احتیاط رفتار میکنند و آنها را افرادی پایینمرتبه میدانند. داستان را به همه این آدمها تقدیم میکنم که با وجود نیتهای خوبشان، دیگران را از بالا نگاه میکنند و نسبت به آنها احساس سَروَری دارند.>>>>چقدر خوب است که همه ما خودمان را از پیشداوریها رها کنیم، وگرنه احتمال دارد مثل احمقها رفتار کنیم؛ مثل دختر بیچارۀ اروپایی که فکر میکرد در بالاترین نقطه تمدن است، در حالی که آفریقاییِ دانشآموخته به او اجازه داد از غذایش بخورد، و همزمان میاندیشید: «این اروپاییها عجب خُلهایی هستند!»

وي خاطر نشان كرد: با مراجعه به پزشك و استفاده از قطره اشك مصنوعي باد چشمي، شستشو كمپرس و برطرف كردن بيماري زمينه اي مي توانيد در درمان خشكي چشم موثر باشيد.
::::مراحل از کار افتادگی افراد تحت پوشش سازمان تامین اجتماعی::::
شما باید به شعبه ای که سابقه ی بیمه و پرونده ات در آنجا است مراجعه و در خواست از کار افتادگی کنی .
بطور خلاصه می گویم این مراحل را طی کنید:
1-مراجعه به شعبه بیمه محل پرونده و سابقه
2-مراجعه به کار شناس امور بیمه شدگان
3-تکمیل فرم مشخصات و ثبت آن در دبیر خانه
4-مراجعه به پزشک متخصص بیماری های چشم یا شبکیه به همراه فرم مشخصات بیمه شده وتکمیل آن توسط پزشک معالج حتماً پزشک باید قید کند که بیماری غیر قابل علاج است.
5-تحویل فرم مشخصات ،اسناد و مدارک پزشکی به اموربیمه شدگان
6- 40 تا 50 روز انتظار
7-تماس دفتر کمیسیون پزشکی با شما مبنی بر حضور در کمیسیون در تاریخ معین .
8-اعلام نظر کمیسیون پزشکی در مورد از کار افتادگی به شعبه مربوطه تقریباً یک ماه پس از حضور در کمیسیون
9-توکل به بخدا وصبرو تحمل در همه مراحل الزامی است.
""تـــوجـــه""البته تا می توانید اسناد و مدارک پزشکی مثل عکس از شبکیه چشم ،تست میدان دید و نظر پزشک معالج در یک برگ جداگانه ضمیمه پرونده بکنید.
من از بیمه بیکاری استفاده نکرده ام اما مشکلی ندارد فقط کافیست زمانی که برای این کار اقدام می کنی
بیمه باشی واحتمالا بیمه اختیاری نباشی و زمانی که به معاینات پزشکی جهت استخدام رفتی این مورد یعنی
بیماری در پرونده بیمه ات نباشد.این موارد آخر را از کارشناس بیمه سوال کن دقیقا نمی دونم از چه قرار است
اگر هم درست جوابت ندادند به اداره کل قسمت امور فنی بیمه شدگان مراجعه کن . موفق باشید مطالب زیر از
سایت سازمان تامین اجتماعی است: حمایت مستمراز بیمه شدگانی که درمعرض آسیبهای جسمی ومالی
قرارمیگیرند یکی از مهمترین کارکردهای نظام بیمه های اجتماعی است .چنانچه براثرحادثه یا بیماری، قدرت
بیمه شده برای ادامه کار کاهش یابد ونتواند درآمد قبلی خودراکسب کند، سازمان تامین اجتماعی وی را تحت
پوشش حمایتهای خود قرارمیدهد
شرایط لازم برای درخواست مستمری از کار افتادگی : سازمان تامین اجتماعی تمامی بیمه شدگان تحت
پوشش خود را بدون توجه به میزان سابقه پرداخت حق بیمه در مقابل حوادث ناشی از کار ، مورد حمایت قرار
میدهد، چنانچه بیمه شده ای بر اثر حوادث غیر ناشی از کار و یا بیماری عادی، آسیب دیده و توانائی خود را
حسب نظر کمیسیونهای (پزشکی پیش بینی شده در قانون تأمین اجتماعی ) بصورت کامل از دست بدهد ،
درچارچوب قانون وبا احراز شرایط قانونی مورد حمایت قرار خواهد گرفت. در این صورت مستمری ، تنها به بیمه
شده ای تعلق میگیرد که ظرف 10 سال قبل از وقوع حادثه غیر ناشی از کار یا شروع بیماری منجر به
ازکارافتادگی کلی حداقل دارای یک سال سابقه پرداخت حق بیمه نزد سازمان باشد وظرف یک سال قبل از
وقوع حادثه یا بیماری مورد بحث دارای حداقل 90 روز سابقه پرداخت حق بیمه باشد. نحوه رسیدگی به خواست
های مستمری از کار افتادگی : بیمه شده ای که طبق نظر پزشک معالج ، توانائی خود را بصورت کامل و یا
جزئی از دست بدهد ، پس از مراجعه به شعب تأمین اجتماعی ، به کمیسیون پزشکی معرفی خواهد شد. این
کمیسیون پس از معاینه . پاسخ محســــن ســـروس: مرسی حسین جون که اینقدر جامع وکامل توضیح دادید
راستی در کمسیون شما نگفتید آرپی دارید؟وهمچنین متخصص شبکیه که خودت بهش رجوع کردی چه نوع
بیماری را برای شما قید کرده بود؟و مستمری چند ماهه را که دنبال از کار افتادگی بودی حقوقش را به شما
پرداخت نمود تامین اجتماعی؟
ـ پاسخ:
توی فرم شماره 1 تامین اجتماعی که پیش پزشک معالج می بری باید بنویسید
شما از کار افتاده کلی هستید و نوع بیماری وعوارض انرا قید کند،باضافه شرح
مختصری ار بیماری و عوارض و وضعیت درمان در برگه جدا گانه ضمیمه پرونده
میکنید. شعبه بیمه او را میفرستد کمیسیون وقتی کمیسون رفتی باز کمیسیون
خودش پیش پزشک معتمد سازمان معرفی ات می کند . رو پرونده ات باید
مرخصی استعلاجی هم باشد . من کارهایم را حین اشتغال انجام دادم یکماه
هم مرخصی استعلاجی گرفتم که هزینه انرا بیمه داد.بعد سرکارم برگشتم
وکارهایم را پیگیری کردم تا اینکه نامه ترک کارم را ازبیمه گرفتم کمیسیون بیشتر
نظر پزشک معتمد براش مهم است اما اسناد و مدارک پزشکی دیگر هم باید رو
پرونده ات باشد. سازمان با توجه به اسناد ومدارک ونظر پزشک معتمد میدونستن
مشکلم جیه.بنا برین مانع پیگیری کارم نشدن. موفق باشید خدا نگهدار
نویسنده: حسین
|
::::ساخت حسگرهای آمینو اسید برای پیشگیری از بیماریهای ژنتیکی::::
|
|

این کار قابل انجام است.حسن زاده با بیان این که استفاده از این حسگر هم قابلیت پیشگیری و هم درمان دارد تصریح کرد: حتی با بروز بیماری ژنتیکی نیز می توان با تزریق آمینواسیدهای طبیعی مانند فنیل آلانین و به صورت خوراکی برای نوزاد
از ظهور این بیماری جلوگیری کرد.
پدرعلم چشم پزشکی ایران style="font-size: 12pt;">
پروفسور محمد قلي شمس فرزند دكتر يحيي شمس ملقب به لسان الحكماء، در 5 ربيع الاول سال 1323 هـ.ق برابر با 1283 هـ.ش در شهر تهران چشم به جهان گشود و در دامان خانوادههاي اصيل و تحصيل كرده از تبار بزرگان ايران پرورش يافت.
در سال 1927 م دورة اول اگرگاسيون (aggregation) را آغاز نمود و در سال 1929 م موفق به گذراندن دورة دوم كنكور اگرگاسيون گرديد. سپس در بيمارستان وال دوگراس پاريس كه يك بيمارستان آموزشي بود مشغول به كار شد و پس از گذشت يك سال به تدريس پرداخت. در سال 1931 ميلادي از طرف مرحوم اعتمادالدوله قرهگزلو وزيرمعارف وقت براي معالجه بيماران به ايران دعوت شد.نخستين اقدام پروفسور شمس در ايران، دستور برپايي بخش چشم پزشكي ارتش در خيابان حافظ نزديك چهارراه عزيزخان و سپس راه اندازي بخش چشم پزشكي مدارس در قسمتي از ساختمان مدرسه دارالفنون بود. او جهت مبارزه با بيماري تراخم درجنوب ايران در انجمن چشم پزشکي جهان تقاضاي تعدادي پزشک کرد و به اين ترتيب وي به همراه پزشکان اتريشي و ايراني به درمان بيماران پرداخت. با تلاش اين تيم پزشکي بيماري تراخم در مناطق جنوبي ايران تقريبا ريشه کن شد. با راه اندازي بيمارستان فارابي، انجام عمل جراحي چشم براي آموزش دانشجويان به اين بيمارستان منتقل شد. بيمارستان فارابي شامل 2 درمانگاه، 1 اطاق عمل و 25 عدد تخت بود.بيمارستان فارابي در طول خدمت پرفسور از لحاظ چشم پزشکي در سطح بالايي قرار داشت وبه دفعات مورد بازديد اساتيد و چشم پزشکان برجسته جهاني قرار گرفت.پروفسور شمس و همكارانش در سال 1326 هـ. ش افتخار يافتند انجمن چشم پزشكي ايران را به طور رسمي دائر كنند. در سال 1333 هـ. ش انجمن چشم پزشكي ايران رسماً عضويت انجمن بين المللي چشم پزشكي پذيرفته شد.در سال 1347 هـ. ش مجله انجمن چشم پزشكي ايران به مديريت و صاحب امتيازي پروفسور شمس براي اولين بار در ايران تأسيس شد. اين نشريه هر سه ماه يكبار انتشار مييافت. پس از انقلاب اسلامي نيز مجله چشم پزشكي ايران با مسووليت ايشان منتشر ميشد.اولين عمل پيوند قرنيه ايران در سال 1313 توسط او در بيمارستان فارابي انجام شد درآن زمان مرحوم پرفسور شمس هنوز رياست اين بيمارستان را به عهده نداشت و مثل بسياري از پيشگامان عرصه علم از جرات و شهامت بسياري برخوردار بوده و تمام تلاش خود راانجام داد تا بتواند اولين عمل پيوند قرنيه را در کشور به ثبت برساند. همچنين پيوند صلبيه و پيوند توأم صلبيه و قرنيه، درمان تراخم چشم با روش دياترموكواگولاسيون، درمان فشار شريان شبكيه با روش افتالمودينامومتري از ديگر افتخارات ايشان است.اين دانشمند و محقق بزرگ ايراني در طول حيات پربار خود تعداد بسياري متخصص چشم پزشكي را كه بعدها در هيات علمي دانشكده پزشكي و يا در موسسات مختلف چشم پزشكي مشغول به كار شدند آموزش داده و در عين حال از مطالعات علمي خويش نيز غافل نبود.پروفسور هرمزشمس، پسر پروفسور شمس پشتکار ،جديت و نظم را اصلي ترين علل ترقي پدر خود ميداند وميگويد پرفسور شمس هميشه درمان بيماران، آموزش به دانشجويان و اعتلاي علم چشمپزشکي را مقدم به زندگي و حتي خانواده خود ميدانست. او هيچگاه نااميد نميشد و تارسيدن به موفقيت دست از تلاش برنميداشت.اسطوره تاريخ چشم پزشکي ايران در آخرين سخنراني خود در سيماي جمهوري اسلامي ايران گفت: زماني که به وطن بازگشتم فقط چند چشم پزشک در ايران بود اما حالا که نگاه مي کنم وصدها چشم پزشک جوان و علاقمند که اکثرا شاگردانم بوده اند را در اين زمينه به فعاليت علمي و درماني مشغول ميبينم احساس ميکنم بهترين عمر و زندگي را داشته اماما سرانجام پرفسور محمد قلي شمس پس از 65 سال تحقيق پژوهشي و خدمت به مردم در بيستو سوم شهريور ماه سال 1375 در سن 92 سالگي با کوله باري از علم و معنويت چشم ازجهان فروبست.
منبع :انجمن آرپي(تي یلم)